تبليغاتX
الــــــــــــــــــهام هنرمند آینده

الــــــــــــــــــهام هنرمند آینده
مـــل مــــــل و الهـــــــــــام 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

++++++++++++++++++++++++++++++++++

به نام خدای قشنگی ها....

++++++++++++++++++++++++++++++++++

 

سلام سلام سلام......

چه خبرا؟؟

18 دی روز اومدن یه فرشته کوچولوی لپ گلیه....

فرشته خانمی که خیلی طرفدار داره و با اون نگاه پر معنا و عمیقش دل خیلی ها رو برده!!!!!!

 

 

الیــــــــــــــــــسای نازنین تولدت مبارک..................................

 

فرشته کوچولو ان شاءالله همیــــــــــــشه زیر سایه مامان و بابای مهربونت شاد و موفق و سربلند باشی....

6ifl3oweam1ixy5hd8qs.jpg 

تفلدت مبارک شیطون بلاااااااااا.........................

igcozi1dujpogz5c6fsi.jpg

 

زمستون عروس سفید پوش چهار فصلمون دوباره از راه رسیده...

پارسال یه متن درمورد برف نوشتم..متنی که در عین سادگی کلی مهربونه!!!.امیدوارم خوشتون بیاد....................:

 

همیشه وقتی که برف میگیره خوشحال میشیم از اینکه آخ جون فردا تعطیله!!!

اما هیچوقت به این فکر نکردیم که این برفی که داره میاد از سنگینی دل آسمونه!!

هیچوقت به این فکر نکردیم که شاید این آسمون یه غمی داشته باشه، شاید دلش لرزیده باشه ، شاید شکست خورده باشه، کسی چه میدونه شاید حتی نمرهی درسیش کم شده باشه!!!

 

چرا اهالی خونه به راحتی از کنار غم آسمون میگذرن؟

چرا دلداریش نمیدن؟

چرا با چتر میرن زیر باریدن غم های آسمون؟

 

میتـــــــــــــرسن غم بگیـــــــــرن؟؟؟

خوب مگه غم آسمونی چشه؟ هرچی که باشه از غم زمینی بهتره....از غم پول و جاه و مقام بهتره...

 

حداقل کاری که میتونیم برای دلداریه آسمون کنیم اینکه با چتر  غرورمون نریم پیشش.....

بزار غمهاش بشینه روسرت ، رو دستت ،

 ...روقلبت....

 

اصلا غمشو بخور!! دهنتو باز کن و سرتو بگیر بالا و...

اونوقت میشی غمخوارش !

چی بهـــــــــــتر از این؟؟؟

 

بعد از این مطمئن باش تو ورزای آفتابی موقعی که آسمون غم نداره و تو غم داری

یه غمخواااار آسمــــونی داری.................

 

چـــــــــی بهتر از این؟؟؟؟

 

 

خوب من که مشتاقانه منتظر عصـــــر ململی نازنینم هستم.....

 

دوستام کچلم کردن!!!!

فک کن یه کاری کرده بودم دونه دونه بیان هر روز بگن برنامه رو دیدن یا نه و اگه نه چرا نه؟؟؟

 

به جون خودم کارخاصی نکرده بودم به صورت اتومات میومدن!!!!!!!!!!!!!!!!

 

حالا من چه جوری این همه هوادارا رو پاسخگو باشم؟؟؟!!!


شنبه تا 4 شنبه هر روز با ململ همراه بشید در ساعت 14:30

 

و در اینجا....

 

فک کن تو اوج آلودگی هوا هفته ی پیش پاشدم رفتم پارک ملت....

 

ای جونم جام جم:

n73o3q6dx9hh9t2zemte.jpg 

ای جونم خیابونی که کوتاهه اما هرکسی نمیتونه طیش کنه(جونم احساس جمله...)

fbx9zewsesph47ckc5fm.jpg 

 

و...اینم روزای برفی پارک ملت پارسال(جووونم عکاسی...!):



dvkd1rh44jzjlbf11663.jpg

دقت کنی روی برفا نوشتم عصــــر بخیر بچه ها.....

جای پنج تا انگشتم هم گذاشتم....جای امضا...

امسال برف نمیاد تعطیل بشه دوباره از این کارا کنم!!!!


qk7q9wh0lmiol4vfd3.jpg


 bg4wqjcikjii8f6iagwh.jpg

 

و اما یه شگفتااااااااانه..............

 

wobnq5szfngyt9j417yz.jpg

این کوچولوی نازنازی اگه گفتین کیه.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این کوچولو الان بزرگ شده....

بزار راهنمایی کنم....همه بهش میگن چقدر شبیه ململی!!!حتی مامانای دوستاش!!!

حالا واقعا شبیهشممممم......

آره.....خودمم.........

میدونم میدونم خیلی خوگشلم..........!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

امیدوارم که هممون توی امتحاناتمون پیروز و موفق باشیم....و با توکل به خدای مهربون و تلاش همت خودمون آخر امتحانات گوشه های لبهامون به مژه هامون سلام کنه....

 

نه اینکه خدایی نکرده گوشه های لبهامون به صورت دورانی به چونمون سلام کنه....

هه هه ببخشید سر قیافتون یه همچین بلایی اووردم!!!

 

 

اللـــــــهم عجــــــل لولیک الفرج

الهی آمین

 

 

یــــــادمان باشد:

>>شانس<<همان نام مستعار خداست...

آنجا که نمیخواهد امضایش پای داده هایش باشد.

پس هر وقت شانس اوردید بدانید که کار خــــــــــــــــــداست!

 

ممنون از نگاه های قشنگتون....


خـــــــــــــالق عشق نگه دارتون.....

 

=====================================--

امضا:الـــــــــــــــهام هنرمنــــــد آینده(ان شاءالله)

======================================

[ چهارشنبه چهاردهم دی 1390 ] [ 22:38 ] [ الـــــهام ]

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

به نـــــــــــــام خدای قشنگـــــــــــــی ها....

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 

سلام دوستای نازنینم....

 

چه خبرا؟؟؟از امتحانات و نمره ها؟؟؟

اوه اوه وضعیت قرمز ....خیلی نرم و یواشکی از این مسئله گذر میکنیم!!!!

 

بریم سراغ برنامه ی شاهکارمون.........

ببینم چه خبر از کودک درونتون.......یه ذره به فکرش باشید !

 

عصر ململی در پاییز امسال حسابی غوغا کرد! در هفته ی اول مهر دو سفر پشت سر هم داشتند به بندر عباس

و تبـــــــــــــــــــــــــــــــریز و هفته ی گذشته هم به مناسبت جشنواره فیلم کودک و نوجوان در اصفهان بودند....

 

 7pzl93rgvx72xrf03j4.jpg

نوچ نوچ نوچ ببین چه کلاهی سر ململ گذاشتم......

ولی بهش میادا نه...؟؟؟!!

r3self1owdd71l6i212.jpg

 

واااااااااااااااااااای من که خیلی اصفهانو دوست دارم...خیلی !

تموم عشقش به اینه که شب روی چمنای نزدیک 33 پل بشینی و یه ترانه ی آرومم زیر صدای لذت بردنت از فضا بشه.......(جووونم جمله....)

راستی خاله رو یا ی مهربون و فسقلی هم درکنارشون بودند....

ململ و گلی شیطون بلا هم شیطنتای خاص خودشونو داشتند مثل همیشه....

 

 

بله....این پرواز پشمل آبادی ها هم عجب تاخیری داره ها تاخیر داره باقلوا حدود 6 ماه ...بعد ما از تاخیر پرواز خودمون مینالیم الان باید ما به خودمون ببالیم....میگم حالا یکی بره به این بنده خدا ها بگه برن خونه من مطمئنم اینا 3 ماهه رو تو فرودگاه سپری کردنا.....نه از اونجایی که دوره ای تو پشمل آباد بودم میگم .....

اوره مخصوصا خانواده ململ جون اینا....

کلا پشت کارشون خیلی بالاست!

 

 

رااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااستی.....

 

نظرتون راجع به شخصیت ببین چیست؟؟؟

 

به نظر من که خیلی خووووووب هستن...ببین شخصیتی هستن که در پشت صحنه تنها با صداشون هنرنمایی میکنند و اصلا هم نمیدونم کیه!!!؟

ببین شده یه شخصیت جذاب که کلی هم نو و بدیع و دوست داشتنیه.....عین واعظا نصیحت نمیکنه و دوستانه و خودمونی با بچه ها ارتباط برقرار میکنه.....اما به موقش با رفتار خوب به بچه ها تذکر میده یعنی یه نمونه ی عالی از یه بزرگتر مطلوب!!!!!!!

zfeqrpt32zvge49snce0.jpg

آخی...ببین خیلی اینو دوست داره....مخصوصا آواز خوندنشو...خداییش خیلی بامزه است این!

ولی ممنون میشم که نظرتون رو از این شخصیت برام بگید.....

 

 

در روز عید غدیربرنامه ای اجرا کردم در مدرسه که نگو کلی بهم خوش گذشت...

جاتون خالی....از چند نفر هم که ایرادات کارم رو پرسیدم....فقط گفتند اولش حول شده بودی و 2 تا تپق هم زدی!!اونم این بود که یه کلمه رو دو بار تکرار کردم

ای بابا اکشال نبداره عوضش بعد به نام خدا خوب اجرا کردم........

 

برام خیلی جالب بود خیلی از بچه ها با حالت غم شادی پرشی جهشی  تعجب و... اومدن و همشونم بهم یه چیز گفتن:تو حتما مجری میشی!!!!

 

آخی....ممنونم دوستای نازنینم...چقدر شما گلید مخصوصا عسل نازنینم که دیگه داشت با گریه اینو بهم میگفت....البته اشک شوق بوداااا

حالا بگذریم الان گریمون میگیره........

 

 

در حق ادامه مطلب ظلم میشه.....منم نمیخوام ظلم بشه....پس دست بدست هم دهیم به مهر که ظلم نشه ....پس شاکی نشو میخوام متنی رو که نوشتم براتون بزارم(همین چند روز پیش نوشتم ماااا داغ داغه....) ببخش که چشمای نازنینتون اذیت میشه ولی نظراتون برم خیـــــلی مهمه راجع به نوشتم...خیلی:

 

ای کاش میشد در مدرسه عشــــــق را یاد میدادند......

 

تافل عشق داشتیم که وقتی میخواستیم مدرک بالا بگیریم باید آن را هم کسب میکردیم ...آخر میدانی هر کسی تعریف خودش را از عشق دارد...پس،اینجوری هیچوقت هیچکس عشق یکدیگر را نمیفهمد و دنیا سیاه و بی عشق میماند.....

شاید لبخند یک کودک، دلخوشی مادر و یا افتخار پدر چیزی جز عشق نباشد!

تو، تعریفی از عشق داری؟ اگر عاشقی حتما از معشوق بپرس که معنی عشق از دید او چیست؟ شاید...

 

ای کاش میشد در مدرسه عشق را یاد میدادند....آنوقت از پس عشق زندگی خود را نمایان میکرد....با عشق درس می خواندیم ومیشدیم :هم کلاس و هم دل و هم عشــــــــق....

دلمان یکی میشد و چرک و سیاهی از دنیایمان کنار میرفت. خورشید طلوعی دیگر داشت. هیچکس زیر باران دسته ی چتر را نمی فشرد ، دستان یکدیگر را می فشردیم و به خیس شدنمان افتخار میکردیم.

گرد بودن کره ی زمین را احساس میکردیم، تنها با یک نگاه دقیق به آسمان.

 

آخر یادمان رفته که آسمانی بالای سرمان هست! و آیا آسمان آبیست؟؟؟! یا از بچگی بهمان گفتند آسمان آبیست؟! آیا خودت تا به حال آسمان را دیده ای؟؟...نه؟پس به دنبال عاشقی باش...........

 

اگر عاشق بودیم شهامت داشتیم با گریه به یکدیگر بگوییم دوستت دارم....و آغوشمان همواره گرم بود برای دلتنگان.....ستارگان را از آسمان میچیدیم وو با عنوان" شب بخیر" به یکدیگر هدیه میدادیم...

بسته ها را پر از بوسه میکردیم و رویش کارتی میزدیم با عنوان "تولد روزی دیگرت مبارک" و به یکدیگر هدیه میدادیم...

دلمان را به یکدیگر به امانت میدادیم و با خیال راحت و اطمینان و بدون هیچ نگرانی زندگی میکردیم ....دل دیگران را که به امانت به ما سپرده اند نمیفروختیم....

حتی دیگر حیوان الاغ را کودن نمیپنداشتیم....و تنها با نگاهی زیبا عاشقی را در دلهایمان ترجمه میکردیم....

ترافیک را دوست داشتیم  چون بار دیگر در کنار هم جمع میشدیم...دیگر هیچ کودک بی سرپرستی به اجبارگل نمیفروخت و گدایی محبت نمیکرد....

گل دیگر فروشی نبود!!!!

 

حتی مرگ را دوست داشتیم چون آنــــــقدر عاشق بوده ایم که رسیدن به معشوق حقیقی آرزویمان شده باشد ....هیچوقت از صدای رعد و برق نمیترسیدیم  چون فریاد عاشقی آن را تلقی میکردیم.....

وحتی از یک سرو دوگوش دوران بچگی هامان نخوهیم گریخت چون حتی اوهم موجودیست که عاشق است

یک سرو دوگوشمان زیبا بود و سر تنها زیبایی میدید و گوش تنها زیبایی میشنید!

هیچ کس فریاد نمیزد زیرا فریاد از قوانین عاشقی نیست. مثل :اخم دلخوری نا لوطی بیغیرتی و...

 

چه دنیای زیبایی....اما هزاران بار افسوس . افسوس که در مدرسه عشق را یاد نمیدهند و عاشقی را یاد نگرفتیم و نخواهیم گرفت.....

اینگونه است که عشق هم را نفرت و نفرت هم را باز هم نفرت برداشت میکنیم.....

 

آنقدر کسی روی این کره ی پرجمعیت نیست که با او دردودل کنیم که دلمان درد گرفته و کم کم دارد سیاه و سخت میشود.....چه درد بزرگی!

 

ای کاش میشد در مدرسه عشق را هم یاد میدادند.......!

 

امیدوارم خوشتون اومده باشه دوستای نازنینم.....

 

از نگاه با صفا و مهربونتون ممنونم که دقایقی مهمون صفخه ی مجازی دلم شد...

امیدوارم که اذیتتون نکرده باشم دوستای گلم.

 

واما:

 

وقتی به علاوه ی خدا باشی....منهای هرچیزی می توانی زندگی کنی...

 

 

سوسوی ستارگان آسمان، در التهاب فرج توست.

پس بیا آسمان و زمین را گلستان کن که این خانه ، خانه ی توست...

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

دوستان نازنینم....بازم از لطفتون ممنون ...

 

من عاشق پست 5شنبه ی به یادموندنیم اگه نخوندینش حتما بخونین....

راستی گاهی وقتا وقت کردی برنامه رو هم نگاه کنی کلی فیض میبری هااا!!

pioc5d6b9zctyuqnww0t.jpg

تشکرگزاری میکنم از حضورت و

خالق عشق نگهدارت باشه

 

-------------------------------------------------------------------

امضــــا: الـــــــهام همکار آیــــــنده ی مــــل مـــــل(ان شاءالله!)

--------------------------------------------------------------------


[ چهارشنبه دوم آذر 1390 ] [ 23:47 ] [ الـــــهام ]

++++++++++++++++++++++++++

به نام خدای قشنگی ها...

++++++++++++++++++++++++++


سلام دوستای نازنینم.....

این یه دعوتنامه ست..........

دعوتنامه ی یه جشن و یه شگفتانه....

فقط کافیه شما برید به این وب خارق الفالوده....

تولد بنیان گذار برنامه ی عصر بخیر بچه ها مباااارک...


asr-havadare-no.blogfa.com


وایسا وایسا قبل از رفتنت برو پست پایین و برام نظر بزار بعد برو به وب قشنگ هستی نازنین.....

این ململ چقدر نازه آخه....

j37jxxb29tqw2kg56e14.jpg

[ جمعه سیزدهم آبان 1390 ] [ 20:29 ] [ الـــــهام ]

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

به نـــام خــــــــــدای قشنــــــــــــــگی ها

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 

سلام سلام دوستای گلــــــــــــــــم.......

چه خبرا از درسا؟؟؟؟

 

نمره های بیست بدون دو ها حالشون خوب هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

واز همه مهمتر چه خبر از عصر ململی نازنین؟؟؟؟؟؟

 

عـــــــــــــــــــــــــصر مــــل مــــــلی

در این روز ها در نمایشگاه رسانه و دیجیتال حضور داشت.......

 

ما هم 5 شنبه رفتیم مصلی .................

 

از 2 شنبه که ململ و گلی گفتن ما به مصلی خواهیم رفت کلی ذوقم مرگ شد!!!!!کلی برنامه ریزی کردم و کلی حرف آماده کردم!!!!!

 

تازه شایان ذکره که بگم پارسال همین موقع همین تاریخ همین ساعت همین نمایشگاه دایی و همسرشون رو دیده بودم.......جالبه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

من همیشه عــــــــــــــــاشق اون پله ها بودم هستم خواهم بود...همون پله هایی که رو به طرف پایین هستش کلا همیشه اون پله ها که هم راه به شبستان داره و طبقه ی پایین منو به برنامه رسونده چون در نمایشگاه کتاب ناکام موندم.....

 

خولاصه ساعت حدودا 3 یا 4 رسیدیم اونجا خیـــــــــــــــــــــــــلی شلوغ بود بابا ناسلامتی برنامه ی جهانیه عصر ململیه هااااااااااااا کلی طرفدار داره!!!!

 

چشم انداختم ... آشنا ندیدم....خلاصه بعد از کلی پرس و جو آقای سلامیان رو دیدم و سلام کردیم نرسیده ،سلام و احوال پرسی تموم نشده حال الیـــــــــــــــــــــسا جونم رو جویا شدم گفتن که شلوغ بوده و نیومده.......منم  در جواب عرض کردم میدونم کلی طرفدار داره هی میان لپشو میکشن لپاش آب میشه....

 

خلاصه خلاصه دایی یکدفعه گفتن بیا  تو....(اینقدر خوشحال شدم)گفتن دیگه ما پارتی شماییم دیگه!!!!!

بعد مادر نازنینم هم از اون در مخفیه(!) به داخل داخل شدند ....به به.....

 

حالا منو هستی داشتیم هماهنگی میکردیم.اون وسط......

آخرش طاقت نیووردم رفتم پیش عزیزای دلم:

مــــــــانیا نازنین ، آزاده نازنین ، فاطمه ی نازنین(گلی)،شادی نازنین(البته شادی جون رو اولش ملاقات نکردم وسطای برنامه بود )......

 

اول از همه آزاده خانم عروسک گردان هنرمند ململ رو دیدم... با هاشون چاق سلامتی کردم تعجب کرده بودن که من ایشونو از کجا میشناسم!!!!!!بعد توضیح دادم دوست گل گل گلم هستی خانم ، تبریز ، عکس گرفتین...خلاصه ولی مانیا جون (صدا پیشه ململ)هستی جونمو سریع شناختن....

کلی قربون صدقه صدای طلایی مانیا رفتم و کلی هم از آزاده جون به خاطر هنرمندیشون تشکر گزاری کردم....تازه براشون ململی هم خوندم....

 hq3wrbb1s71mg0z3km6u.jpg

آزاده خانم نوری.....عروسک گردان ململ(البته باید بگم من با همه ی عزیزان

 عکس انداختم ولی چون

در کنارشون بودم فقط تونستم این عکسو زوم کنم ......راستی برای دیدن بقیه عکسا برید ادامه مطلب)

گلی عزیزم هم که دیگه  هیچی....خیلی مهربون بودند همشون .منم هول شده بودم....نوچ نوچ نوچ!!!!

باهاشون کلی عکس بگرفتم....به همه ی این عزیزانم گفتم ایشالا همکار آینده و...گفتن ایشالا ...و گفتن خیلی سخته و منم گفتم بله متوجه هستم خودم مزشو چشیدم کلاساشو رفتم.....بعد گفتن عروسک گردانی میخونی گفتم نه من خیلی سنم کمه....بعد آخرش متوجه شدم سما خانم خبازیان هم سن و سال منه(دومین عروسک گردان برنامه).....کلی خوشحال شدم.............

خلاصه گفتگو با استادان خیلی لذت بخش بود....

عکسا رو نمیزارم دلیلشو رو بعدا خواهید فهمید(آخ چقدر حال میده رمزی حرف بزنی!!)

 

خیلی باحال بود اولش با همه سلام کردم ....انگار همه رو میشناختم همه هم جواب سلامم رو به گرمی میدادند...بعد که داشتم با مانیا و گلی و آزاده حرف میزدم... دایی جان اومدن گفتن ایشون سر دسته ی همه ی وبلاگ نویسان هااا...

 

بابا دایی ممنون!!!!!

 

بابا موسیقی (آقای آقابابایی)هم خیلی هنرمندانه موسیقی مینواختند اصلا من چند دقیقه مبهوت فقط به دسته کیبوردشون نگاه میکردم دستشون درد نکنه.....

 

و یک گلگی از بعضی از والدین عزیز....واقعا گروه برنامه وگروه حراست در فشار زیادی بودند به خاطر اینکه بعضی از دوستان اصلا متوجه نبودند که برنامه زنده ست من و مامانم پای درد و دل یه عزیزی که مسئول بود نشستیم خانمی بودن که خیلی گلایه داشتن وکلی از دست بعضی ها حرص میخوردن!!!!

 

کلا آقای تهیه کننده و آقای دستیار تهیه(آقای صحبتی) و... خیلی دوندگی کردن....

بچه ها باور کنید برنامه ی زنده توی مکان های عمومی خیلی سخته.....

تصویر بردار های زحمتکش هم که نگین کلی اذیت شدن به خاطر ازدحام ای کاش فقط یک ذره مراعات میکردن!!!

بگذریم.........

 

عروسک گردان دی جی (001) عروسک گردان و صدا پیشه شرتی شپکی بودن.... که متاسفانه عکس مناسبی نتونستم ازشون بگیرم...

و صدا پیشه دی جی آقای ابوالفضل آقا خانی بودند.......من که خودم جا خوردم.....

 

هیجان انگیز ناک ترین جای برنامه اون قسمتی بود که میخواستن برن رو آنتن گلی به بچه ها میگفت دست هاتون رو بیارید بالا آقای صحبتی علامت 30 ثانیه رو نشون میدادند و با علامتشون و گلی همه دست میزدن....چون همه در اون ثانیه ها ساکت میشدند ..... خیلی خوب بود...!

 

عمو روحانی هم اومدند و با گفته هاشون کلی راهنماییمون کردن...

 

بعد تازه نمک گیرشونم شدیم رانی هم همراهشون خوردیم....البته این بر میگرده به مهربونی مانیا جونم که توی اون شلوغ پلوغی ها حواسش بهم بود...ولی واقعا توقع نداشتم به خودشم گفتم شما زحمت کشیدید و ما فقط لذت بردیم....ممنووووووون

 

شادی جون هم دیدم عین کسایی که طرف رو از قبل میشناسن رفتم باهاشون چاق سلامتی کردم ایشونم بعد از برخورد گرمشون گفتن اگه من به جا نمیارم.....!

منم گفتم:نــــــــــــــــــــــــــــــــــه!!من هوادارای برنامم....بعد سزیع گفتن...هستی...؟منم گفتم نه ایشون دوست صمیمی گلم هستن من الهامم هنرمند آینده بعد منو شناختن و گفتن آره وبت میام......

 

آخه اکیپ عصر ململی چرا اینقدر شما گلید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

بعد اونوقت بعضی از ما هوادارای نا هواداراتون میگیم حواستون به مانیستو نظرمون براتون مهم نیستو ....هواداران گل نشنوم از این حرفا بزنیدا که آتیشی میشم.....دیگه من که با چشمای خودم دیدم...



واااااااااااااااااااااااااااااااااااااای......بعد برنامه که کلی آزاده جونم خسته شده بود ململ رو گذاشتن توی یه کیسه ی کرم(اگه به وب هستی برید وبلاگ رسمی عصر ململی همونی که دست آزاده خانمه)....من همینجوری مظلوم اون کیسه رو نیگا میکردم...آخرشم طاقت نیووردم به مانیا گفتم لپ ململو بکشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم!!!(عین این کودکان!!!)

 

بعد لپشو کشیدم سفت بغلش کردم (از اونایی که گلی یهویی جو گیر میشه ململو بغل میکنه) بعد خیلی ناخواسته دستم از ارادم خارج شد تکیه بر جایدست  آزاده جان زدم یه مقداری(یعنی یه مقدار عروسک گردانی هم کردم!!)...بعد مانیا گفت نکن این کارو عروسک گردانش ناراحت میشه....

 

ببخشید...............از بس ململو دوست داشتم دست خودم نبود همین دیگه از بس دوستش داشتم یادم رفت باهاش عکس بگیرم ...مامانم موقع خودافظی گفت که  دیگه روم نشد.....

 

هه هه هه آخرش خیلی باحال بود که اصلا اصلا اصلا نمیتونستم ازشون دل بکنم 10 بار به همشون گفتم خسته نباشید 10 با هم با هاشون خودافظی کردم........خوب نمیشد......

خلاصه کلی مزاحمشون شدم...و همین جا ازشون کلی عذر بخواهی میکنم کیلو کیلو چون خیلی مزاحمشون شدم....

دیشب فهمیدم استعداد عکاسیم توی شرایط حساس خوب نیست امیدوارم  دوست عزیزم که خودش میدونه که چقدر دوستش دارم  از دستم عصبانی نشه!!

 

هر کدوم از حراستی های عزیز که کلی هم خسته شدن میخواستن ما رو از قسمت وی آی پی (جونم لغت،خوب جایی که عوامل باشن وی آی پیه دیگه)بیرون کنند همه میگفتن با ما هستند....

آخـــــــــی بازم ممنون....

 

یک عدد شیطون بلایی:

اینجا جا داره به خودم که اگه خدا و دایی جان بخواهند همکارشون شدم به خودم تبریک بگم چون همکارای آیندم خیــــــــــــــــــــــلی گلند....

 

از دایی که داشتم خدا حافظی میکردم...خاطر نشان کردم که از طرف من به زن دایی سلام برسونن ولپ الیسای خوشگل منم بکشن....

 

گروه خیلی گرم و صمیمی برخورد کردن اصلا توقع نداشتم ان شاءالله همیشه زنده باشن...

راستی این عزیزان روز جمعه صبح و ظهر هم برنامه داشتن(اما رو آنتن نبودند )....که بازم خسته نباشن ...

 

میدونم خسته نباشید موج منفی داره ولی خسته نباشیدای من کلی فرق داره....

 

واین بود خاطره ی زیبا ی قشنگ خارق الفالوده ی من که هیچوقت محبت های دوستان(حالا چی میشه بگم همکاران؟؟)فراموشم نمیشه.........

 

دایــــــــی جان از حمایتتون متشکرم...........................

با تشکر از:

آقایان:محمود سلامیان(تهیه کننده)،داوود صحبتی(دستیار تهیه)،علیرضا آقابابایی(نوازنده)،ابوالفضل آقاخانی(مجری و گوینده ی دی جی) ،علی قادری (مجری و کارشناس خلاقیت)،آقایی که عروسک گردان دیجی و گوینده شرتی بودند و اسمشون رو نمیدونم، مسئولان حراست و...


خانم ها:

مانیا احمدی(گوینده ململ)،آزاده خانم(عروسک گردان ململ متاسفانه نام خانوادگیشون رو فراموش کردم)،فاطمه امینی (گلــــی)ومسئولا حراست و...

 

عین تیتراژ سریالا شد نه؟؟؟میخواستم خلاصه با عوامل برنامه آشنا بشید....

 

 

 

عصر مـــــــــــــــــلملی جــــــــــــــــــــــونم واقعا خسته نباشی........

همیشــــــــــــــــه زنــــــــــــــــــده باشــــی..............

تو دل همــــــه هم زود جاشـــــــی........

 

عصر مـــــــــــــــــلملی جــــــــــــــــــــــونم واقعا خسته نباشی........

همیشــــــــــــــــه زنــــــــــــــــــده باشــــی..............

تو دل همــــــه هم زود جاشـــــــی........

 

 

عصر مـــــــــــــــــلملی جــــــــــــــــــــــونم واقعا خسته نباشی........

همیشــــــــــــــــه زنــــــــــــــــــده باشــــی..............

تو دل همــــــه هم زود جاشـــــــی........

 

 

جمله های طلایی:

 

یادمان باشد آن هنگام که از دست دادن ، عادت میشود، بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست

 

اللهم عجل لولیک الفرج

الهی آمین

 

تا آپی دیگر خالق عشــــــــــق نگه دارتون....


پی نوشت:

0qh2c3suzusy41z46r2b.jpg

این عکس شاهکار ململ جونه دقت فرمایید!

lu4qtebnypkdj0efvk.jpg

4xfc95103t1x079c3rm.jpg

گلی جون این فیگورو مخصوص خود خود خودم گرفته هاااا!!!


a2cfo4gsdkgkt8ot.jpg

اینم از شاهکار گلی نازنینم....تخم مرغ تو دستش منفجر شد

خندش گرفته بود چه خنده ای هااا گلی جونم همیشه بخندی..

همه در حال خنده ...

9bqzszrc7tksrg2n98pm.jpg

گلی بنده خدا از بس خندید اشکش دراومد

گلی جون ایشالا همه اشکات از شوق و خنده باشه....

آخی مثلا رفته بودن رستوران با کلاس تن ماهی و تخم مرغ خام متلاشی شده ی وسط میز نصیبشون شد

آخــــــــــــی!

1oaqno84zutyq409kfez.jpg


ایشونم جناب داوود صحبتی هستن...دستیار تهیه و مدیر تولید که کلا در هفته ی گذشته هنرنمایی کردن تو برنامه....دستشون درد نکنه!

nxbmxjkzci7zvl22fd9.jpg


واااای نمیدونید ململ 5 شنبه چه شلوار نازی پوشیده بود که...

نتونستم عکس بگیرم آخه ال سی دی دستش بند بود من داشتم از این تلویزیون میدیم عکس نمیشد گرفت....اصلا نمیدونی چی شده بود این آقا ململ!!!

راستی دوستای نازنینم از شنبه تا 4 شنبه برنامه ساعت 14:30 یا همون2:30 خودموون میره رو آنتن که من ناراحتم از این بابت چون 3 میرسم خونه.....

به قول گلی قسمت ما هم همین بوده....باز خوبه 2 روز در هفته میتونم برنامه رو کامل ببینم و الا میدقیدم(دق میکردم!)

پی نوشت:

از هستی گلم تشکر میکنم که کمکم کرد و تونستم زود آپو براتون بزارم

در ضمن برای دیدن عکسا به روایت هستی نازنینم به


ادامه مطلب 


حتما بریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد.....

 

*******************************************

امضــــــــــا: الهام هنرمنــــــــد آینــــــــده

********************************************

رنگ های گرم به افتخار گرمی وجود عصر ململی ها و هوادارنش.....

 

ادامه مطلب   


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیستم مهر 1390 ] [ 0:0 ] [ الـــــهام ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام من الهام از سال 75 تا الان 15 تا 23مرداد دیدم از تهران منطقه 14 خیابان پیروزی هستم به وبلاگم خوش اومدی امیدوارم مورد رضایت شما قرار بگیره من از طرفدار های پر و پاقرص عصر مل ملــــی بودم هستم و خواهم بود عاشق مل ملم و دارای مدرک فوق دکترای زبان شناسی مل مل آبادی وپشمل آبادی وظریف آباذی هستم برای ثابت کردن اینکه عصر بخیری هارو فراموش نمیکنم عکس مل مل جوووووووووووووونم موندگاره!!!!! همه رنگ ها رو هم دوست دارم اما به ابی فیروزه ای ارادت خاصی دارم فوتبال نگاه نمیکنم در ضمن یادتون نره نظر بذارید ها .....یادتون نره دعا کنین مجری کودک و بازیـــــــــگر بشم تا بیشتر در خدمت شما باشم ........قول دادین ها.......

تاریخ استارت وب:شهریور 88
پیامک برنامه:30000288
ایمیل برنامه:asrbekheir@irib.ir
ایمیل خودم:elhamesmaaili@gmail.com


ساعت ساعت ساعت فلش

كدهای جاوا وبلاگ




كد تغيير شكل موس